در مدار مهر
در مدارِ مهر ؛ در طلب حقیقت، زیبایی، خیر
نویسنده: صدیق قطبی
صفحات: 184 ص
قطع: پالتویی
ناشر: افق علم
سال چاپ: 1395
قیمت: 6500 ت
--
بر هر چه همی لرزی، میدان که همان ارزی
زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد (مولانا)
میتوان فشردهی آموزههای فرزانگان معنوی را در این خلاصه کرد که جملگی، آدمیان را به پیجویی و طلب «حقیقت، زیبایی و خیر» ترغیب میکردند. مهمترین توصیهی آموزگاران معنوی این است که بکوشید حظ و بهرهی بیشتری از حقیقت، زیبایی و خیر ببرید و درونتان را از این سه کیمیای سعادت، آباد کنید.
با عشق به حقیقت و طلب صادقانه و مجدانهی آن، باورهای خرافی و نامدلل و بیپایه را از ذهن خود میتارانیم و وجودی آگاهتر و روشنتر خواهیم یافت.
با شستن غبار عادت و کهنهبینی و دستیابی به نگاهی عاشقانه و ازسر محبت و نیز در تمرین سکوت و مراقبه و آهستگی، زیباییهای زندگی را در مییابیم و درونمان را از آن لبریز میکنیم.
با خیرخواهی و نیکرفتاری، به جهانی آبادتر و درونی معنایافتهتر دست مییابیم. تعالی روحی و غنای معنوی مرهون دستشستن از داشتههایی است که بسیار دوستشان میداریم. به دیگران میبخشیم و معنا و رضایت باطن و زلالی دریافت میکنیم.
روح ما با «حقیقت»، «زیبایی» و «خیر» است که سیراب میشود و راستی چه سود اگر روح خود را ببازیم و درمقابل، دنیا را سراسر بهکف آریم؟ مسیح میگفت:
«آدمی را چه سود که دنیا را سراسر بهکف آرد اگر جان خویش از میان بردارد؟»
این کتاب، از پیوند سه جُستار در باب این سه آرمان جلیل انسانی فراهم آمده است. پویهای است ذوقورانه در جادههای طلب و چمیدن و تفرجی است در کوچهباغهای حقیقت، زیبایی و خیر.
نشان اهل خدا
نشان اهل خدا
نویسنده: صدیق قطبی
صفحات: 250 ص
قطع: رقعی
ناشر: افق علم
سال چاپ: 1394
قیمت: 10000 ت
---
دوزخ است آن خانه کان بیروزن است
اصل دین ای بنده، روزن کردن است (مثنوی، دفتر سوم)
گوهرهی دینداری از منظر این کتاب، نوعی تعالی روحی بوده است. اینکه از معبر دین چشماندازهای چشمنوازی را تماشا بنشینیم که روحمان را آبستن احوال خوش میکند. مهمترین ارمغان دین به زندگی آدمی گویا به دست دادن روزنه و دریچهای است به سوی بالاها، بلنداها... به سوی چیزی فرای تجارب هر روزینه و ملالآور. رهیافتن به اقلیمی از جنس حضور و معنا که لمعان جاذبهاش تمام نمیشود و ارتباطی گمشده و پاک که درخشانی حضورش از فروغ نمیافتد. همان چیزی که پدر ادیان، ابراهیم خلیل، پُرسان و جویان، سراغاش را میگرفت و میگفت: «لا أحب الآفلین»(انعام:76). چیزی را میجُست ماندنی و از دستنرفتنی که برازندهی محبت و شیدایی باشد. «حضوری» مصون از افول و غروب و زوال و ناپایداری.
از نگاه این کتاب، دینداری اصیل و معنادار آن است که نگاه فرد را بارانی کند و جاناش را در چشمهی معنا شستشو دهد.
به باور عارفان، نه چند و چونهای کلامی و ذهنی و نه اشکال و ظواهر دینی و مناسکی، هیچیک لباب و گوهر دین به شمار نمیروند بلکه آنچه «اصل» دین است، آنچنان که مولانا میگفت «روزن کردن» و پنجره آفریدن است. یعنی همان موهبت کردن «دیدهی جانبین» و نردبانی به عالَم بالا.
دیدن روی تو را دیدهی جانبین باید
وین کجا مرتبهی چشم جهانبین من است
در کنار مواجههی «معنوی»، خوانش «انسانی» تعالیم دین، رویکرد دیگری است که در این جُستارها محل توجه بوده است. رویکردی که در آن «انسان» و حرمت و حریم او در کانون توجه است و شفقت و آشتیجویی و مهربانی در عداد فضایل بزرگ دینی قرار میگیرد. تلقی و نگرشی که به عنوان «نشان اهل خدا» از سوی حافظ قلمداد شده است:
نشان اهل خدا عاشقی است با خود دار
که در مشایخ شهر این نشان نمیبینم
تأسفانگیز است که واقعیت عملی بیشینیهی دینداران چیز دیگری است و به گفتهی جاناتان سوییفت: «ما انسانها فقط آنقدر دین داریم که باعث انزجار و بیزاریمان از یکدیگر شود نه آنقدر که سبب شود یکدیگر را دوست بداریم.»
رشتهی پیوند همهی مقولات و مقالاتی که در این کتاب جمع آمدهاند ارائهی چنین تصویری از دین و مسلمانی است. رویکری «معنوی» و «انسانی».
فهرست مطالب کتاب:
سمت روشن زندگی

سمت روشن زندگی
نویسنده: صدیق قطبی
صفحات: 368 ص
قطع: رقعی
ناشر: افق علم
سال انتشار: 1394
قیمت: 12000 ت
---
«قلب بشر از ابتدا تا امروز ندای دو راه را شنیده است، راه ذات و طبیعت و راه بخشش و عطوفت، باید یکی رو انتخاب کنی. طبیعت دلایلی میجوید تا که هنگامی که تمام عالم در اطراف او میدرخشد، و عشق از در و دیوار لبخند میزند، غمگین باشد. راهبهها به ما آموختند که آنکه راه عطوفت را پیش میگیرد هیچگاه سرانجام شومی نخواهد داشت.»[ از فیلم «درخت زندگی» ساختهی ترنس مالیک ]
با علم به ابعاد غمافزا و سوگناک زندگی، نام این اوراق پریشان را گذاشتهام «سمت روشن زندگی»؛ چرا که به گمانم میتوان نیلوفرانه زیست و پروانهوار به تماشا نشست و با اندیشیدن به گرمای تن پرندگان در سرمای برفناک زمستانی، گرمای زندگی گرفت. رشتهی پیوند تمامی این نگاشتهها و جُستارها و محور این کوششهای کمجان و کمفروغ، نزدیکتر شدن به آن «بهترین چیز» است. بهترین چیزی که در تکاپوهای زندگی اغلب از یاد میرود:
«بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثهی عشق، تر است.»[سهراب سپهری]
نگاهی که خیس از حادثهی عشق به هستی و زندگی مینگرد، در ژرفنای تاریکیهای یأسآور، نقطههای گرم و روشنی خواهد یافت که میتواند تکیهگاه خوبی برای زیستن و دستاویز مناسب و تعهدبخشی برای ادامه دادن فراهم کند، چنان که «تبار خونی گلها» شاعر معاصر را به زیستن پیوند میداد.
زیستن و در صدف خویش گهر پروردن. زیستن و بر ابعاد زیبای زندگی افزودن... زیستن در سمتِ روشنِ زندگی... تمنای این واژگان نحیف در سرتاسر این جُستارها بوده است.